فاکتورهایی که میتوانستند یک روز کاری را متوقف کنند
صبح هنوز درست شروع نشده بود که اولین نشانههای یک مشکل قدیمی خودش را نشان داد. چند سفارش آماده ارسال بودند، اما تسویهحساب بعضی از آنها هنوز انجام نشده بود. اگر پیگیریها بهموقع پیش نمیرفت، بارگیری به تأخیر میافتاد و سفارشهایی که باید از انبار خارج میشدند، باز هم منتظر میماندند.
مشکل فقط چند فاکتور نبود؛ مشکل این بود که برای بهموقع رسیدن هر کار به مرحله بعد، باید افراد مختلف پیگیری میکردند، سراغ هم میرفتند و وضعیت کارها را از یکدیگر میپرسیدند. کافی بود یک مورد از قلم بیفتد تا کل زنجیره کار متوقف شود.
با خودم فکر کردم: چرا باید برای فهمیدن وضعیت هر فاکتور، دوباره از اول دنبالش بگردیم؟
تصمیم گرفتم از همین نقطه شروع کنم.
مشکل فقط چند فاکتور نبود؛ مشکل این بود که برای بهموقع رسیدن هر کار به مرحله بعد، باید افراد مختلف پیگیری میکردند، سراغ هم میرفتند و وضعیت کارها را از یکدیگر میپرسیدند. کافی بود یک مورد از قلم بیفتد تا کل زنجیره کار متوقف شود.
با خودم فکر کردم: چرا باید برای فهمیدن وضعیت هر فاکتور، دوباره از اول دنبالش بگردیم؟
تصمیم گرفتم از همین نقطه شروع کنم.
ساماندهی فاکتورها؛ اولین قدم برای جلوگیری از توقف کارها
در بخش حسابداری، یک وایتبرد نصب کردیم و فاکتورهایی را که برای ترخیص سفارشها نیاز به پیگیری داشتند، روی آن نوشتیم. قرار شد هر فاکتور پیش از رسیدن موعدش بررسی شود و هماهنگیهای لازم برای تسویهحساب آن انجام بگیرد. بخش فروش هم در جریان قرار گرفت تا پیگیریها میان واحدها هماهنگ باشد.
حالا دیگر قرار نبود همهچیز به حافظه افراد یا تماسهای دقیقه آخری وابسته بماند. وضعیت کارها جلوی چشم بود؛ مشخص، قابل پیگیری و در دسترس کسانی که باید برای انجامشان اقدام میکردند.
شاید وایتبرد ابزار پیچیدهای نباشد، اما وقتی اطلاعات ضروری را در معرض دید افراد مسئول قرار میدهد، میتواند به کاهش فراموشی، هماهنگی بهتر و پیگیری منظمتر کارها کمک کند. مهمتر از خود ابزار، تعریف یک روش مشخص برای استفاده از آن بود.
در بخش حسابداری، یک وایتبرد نصب کردیم و فاکتورهایی را که برای ترخیص سفارشها نیاز به پیگیری داشتند، روی آن نوشتیم. قرار شد هر فاکتور پیش از رسیدن موعدش بررسی شود و هماهنگیهای لازم برای تسویهحساب آن انجام بگیرد. بخش فروش هم در جریان قرار گرفت تا پیگیریها میان واحدها هماهنگ باشد.
حالا دیگر قرار نبود همهچیز به حافظه افراد یا تماسهای دقیقه آخری وابسته بماند. وضعیت کارها جلوی چشم بود؛ مشخص، قابل پیگیری و در دسترس کسانی که باید برای انجامشان اقدام میکردند.
شاید وایتبرد ابزار پیچیدهای نباشد، اما وقتی اطلاعات ضروری را در معرض دید افراد مسئول قرار میدهد، میتواند به کاهش فراموشی، هماهنگی بهتر و پیگیری منظمتر کارها کمک کند. مهمتر از خود ابزار، تعریف یک روش مشخص برای استفاده از آن بود.
سفارشهای انباشته و تصمیمی که هنوز اجرا نشده بود
اما همان روز، مسئله دیگری هم خودش را نشان داد. سفارشها بیشتر از ظرفیت فعلی خط تولید شده بودند. تصمیم افزایش شیفت کاری از قبل گرفته شده بود، ولی هنوز به مرحله اجرا نرسیده بود. هر روز تأخیر، یعنی سفارشهای بیشتری که در صف میماندند.
این وضعیت نشان میداد که تصمیمگیری بهتنهایی برای حل یک مشکل کافی نیست. حتی اگر راهکار در جلسه مشخص شده باشد، تا زمانی که مسئولیتها، اقدامات اجرایی و پیگیریهای لازم تعیین نشوند، شرایط ممکن است بدون تغییر باقی بماند.
برای خارجشدن از این وضعیت، باید از تصمیم کلی عبور میکردیم و به یک اقدام واقعی میرسیدیم. بررسی نیروی موردنیاز آغاز شد و برای تأمین نیروی شیفت دوم اتاق رنگ، با یک کارجوی آشنا به این کار صحبت کردیم. این اقدام، نخستین قدم برای عملیاتیکردن تصمیمی بود که تا آن روز روی کاغذ مانده بود.
اما همان روز، مسئله دیگری هم خودش را نشان داد. سفارشها بیشتر از ظرفیت فعلی خط تولید شده بودند. تصمیم افزایش شیفت کاری از قبل گرفته شده بود، ولی هنوز به مرحله اجرا نرسیده بود. هر روز تأخیر، یعنی سفارشهای بیشتری که در صف میماندند.
این وضعیت نشان میداد که تصمیمگیری بهتنهایی برای حل یک مشکل کافی نیست. حتی اگر راهکار در جلسه مشخص شده باشد، تا زمانی که مسئولیتها، اقدامات اجرایی و پیگیریهای لازم تعیین نشوند، شرایط ممکن است بدون تغییر باقی بماند.
برای خارجشدن از این وضعیت، باید از تصمیم کلی عبور میکردیم و به یک اقدام واقعی میرسیدیم. بررسی نیروی موردنیاز آغاز شد و برای تأمین نیروی شیفت دوم اتاق رنگ، با یک کارجوی آشنا به این کار صحبت کردیم. این اقدام، نخستین قدم برای عملیاتیکردن تصمیمی بود که تا آن روز روی کاغذ مانده بود.
خریدهای پرتکرار؛ مسئلهای کوچک با هزینههای تکرارشونده
در کنار این دو مسئله، سراغ خریدهای پرتکرار هم رفتیم. خریدهای خرد و چندباره، زمان زیادی از انبار و حسابداری میگرفتند؛ درحالیکه با شناسایی اقلام پرمصرف و تهیه یک فهرست مشخص، میشد خریدها را هدفمندتر برنامهریزی کرد.
پیگیری این فهرست آغاز شد تا تصمیمگیری درباره خریدهای بعدی بر اساس نیاز واقعی انجام شود. بهجای آنکه هر بار با تمامشدن یک قلم کالا، فرایند خرید از ابتدا شروع شود، میتوانستیم اطلاعات مصرف را جمعآوری کنیم و برای تأمین اقلام موردنیاز برنامه دقیقتری داشته باشیم.
البته برنامهریزی خرید باید با توجه به میزان مصرف، فضای انبار، شرایط نگهداری و وضعیت نقدینگی انجام شود. هدف، انباشتن کالا در انبار نیست؛ هدف این است که خریدهای ضروری با نظم بیشتر و بر اساس اطلاعات قابل اتکا انجام شوند.
در کنار این دو مسئله، سراغ خریدهای پرتکرار هم رفتیم. خریدهای خرد و چندباره، زمان زیادی از انبار و حسابداری میگرفتند؛ درحالیکه با شناسایی اقلام پرمصرف و تهیه یک فهرست مشخص، میشد خریدها را هدفمندتر برنامهریزی کرد.
پیگیری این فهرست آغاز شد تا تصمیمگیری درباره خریدهای بعدی بر اساس نیاز واقعی انجام شود. بهجای آنکه هر بار با تمامشدن یک قلم کالا، فرایند خرید از ابتدا شروع شود، میتوانستیم اطلاعات مصرف را جمعآوری کنیم و برای تأمین اقلام موردنیاز برنامه دقیقتری داشته باشیم.
البته برنامهریزی خرید باید با توجه به میزان مصرف، فضای انبار، شرایط نگهداری و وضعیت نقدینگی انجام شود. هدف، انباشتن کالا در انبار نیست؛ هدف این است که خریدهای ضروری با نظم بیشتر و بر اساس اطلاعات قابل اتکا انجام شوند.
سه مسئله متفاوت، یک ریشه مشترک
کمکم تصویر روشنتری از مسئله شکل میگرفت. فاکتورهای معطل، سفارشهای انباشته و خریدهای پراکنده، در ظاهر مشکلات جداگانهای بودند؛ اما همه از یک نقطه ضعف مشترک خبر میدادند: کارها بهاندازه کافی ساختارمند نبودند و برای پیشرفتن، بیش از حد به پیگیریهای فردی وابسته بودند.
در چنین شرایطی، هر بخش تلاش میکند مشکل خودش را حل کند؛ حسابداری به دنبال تسویه فاکتورهاست، تولید با سفارشهای عقبافتاده درگیر است و انبار برای تأمین اقلام موردنیاز پیگیری میکند. اما اگر میان این فعالیتها ارتباط مشخصی وجود نداشته باشد، حل یک مسئله ممکن است به تأخیر در بخش دیگری منجر شود.
راهکار، صرفاً بیشتر کارکردن افراد نیست. سازمان به روشی نیاز دارد که وضعیت فعالیتها را روشن کند، مسئولیت هر مرحله را مشخص سازد و اجازه ندهد کارها فقط به دلیل فراموشی یا نبود هماهنگی متوقف شوند.
کمکم تصویر روشنتری از مسئله شکل میگرفت. فاکتورهای معطل، سفارشهای انباشته و خریدهای پراکنده، در ظاهر مشکلات جداگانهای بودند؛ اما همه از یک نقطه ضعف مشترک خبر میدادند: کارها بهاندازه کافی ساختارمند نبودند و برای پیشرفتن، بیش از حد به پیگیریهای فردی وابسته بودند.
در چنین شرایطی، هر بخش تلاش میکند مشکل خودش را حل کند؛ حسابداری به دنبال تسویه فاکتورهاست، تولید با سفارشهای عقبافتاده درگیر است و انبار برای تأمین اقلام موردنیاز پیگیری میکند. اما اگر میان این فعالیتها ارتباط مشخصی وجود نداشته باشد، حل یک مسئله ممکن است به تأخیر در بخش دیگری منجر شود.
راهکار، صرفاً بیشتر کارکردن افراد نیست. سازمان به روشی نیاز دارد که وضعیت فعالیتها را روشن کند، مسئولیت هر مرحله را مشخص سازد و اجازه ندهد کارها فقط به دلیل فراموشی یا نبود هماهنگی متوقف شوند.
از پیگیریهای پراکنده تا فرایندهای مشخص
تا پایان روز، دستکم برای بخشی از این مشکلات مسیر مشخصی تعریف شده بود. فاکتورها روی وایتبرد قرار گرفتند، مسئولیت پیگیری آنها روشن شد، برای تأمین نیروی شیفت دوم اقدام کردیم و مسیر جمعآوری اطلاعات خریدهای پرتکرار را به جریان انداختیم.
این اقدامات بهتنهایی به معنای حل کامل مشکلات نبودند؛ اما شروعی برای ایجاد نظم بیشتر به شمار میرفتند. از این مرحله به بعد، میشد پیگیریها را بر اساس اطلاعات مشخص انجام داد و بررسی کرد که هر اقدام در چه وضعیتی قرار دارد.
در یک ساختار منظم، هر فعالیت باید مسئول مشخص، وضعیت قابل بررسی و مرحله بعدی روشنی داشته باشد. وقتی این اطلاعات در دسترس باشند، مدیران بهجای صرف زمان برای پیدا کردن وضعیت کارها، میتوانند روی رفع موانع و تصمیمگیری تمرکز کنند.
تا پایان روز، دستکم برای بخشی از این مشکلات مسیر مشخصی تعریف شده بود. فاکتورها روی وایتبرد قرار گرفتند، مسئولیت پیگیری آنها روشن شد، برای تأمین نیروی شیفت دوم اقدام کردیم و مسیر جمعآوری اطلاعات خریدهای پرتکرار را به جریان انداختیم.
این اقدامات بهتنهایی به معنای حل کامل مشکلات نبودند؛ اما شروعی برای ایجاد نظم بیشتر به شمار میرفتند. از این مرحله به بعد، میشد پیگیریها را بر اساس اطلاعات مشخص انجام داد و بررسی کرد که هر اقدام در چه وضعیتی قرار دارد.
در یک ساختار منظم، هر فعالیت باید مسئول مشخص، وضعیت قابل بررسی و مرحله بعدی روشنی داشته باشد. وقتی این اطلاعات در دسترس باشند، مدیران بهجای صرف زمان برای پیدا کردن وضعیت کارها، میتوانند روی رفع موانع و تصمیمگیری تمرکز کنند.
نقش اتوماسیون در جلوگیری از تکرار مشکلات
وایتبرد میتواند نقطه شروع مناسبی برای ساماندهی پیگیریها باشد؛ اما با افزایش تعداد سفارشها، فاکتورها و فعالیتهای سازمان، نگهداری و بهروزرسانی اطلاعات به شکل دستی نیز ممکن است دشوار شود.
در این مرحله، اتوماسیون فرایندهای کسبوکار میتواند به سازمان کمک کند تا اطلاعات را بهصورت متمرکز ثبت کند، مسئول هر فعالیت را مشخص سازد و وضعیت کارها را از زمان شروع تا پایان قابل پیگیری نگه دارد.
برای مثال، در یک فرایند ساختاریافته میتوان وضعیت فاکتور را ثبت کرد، مسئول پیگیری تسویه را مشخص نمود و مراحل لازم برای آمادهسازی و ترخیص سفارش را به یکدیگر مرتبط کرد. در این صورت، پیگیریها کمتر به حافظه افراد وابسته خواهند بود و احتمال نادیدهماندن فعالیتهای ضروری کاهش پیدا میکند.
البته نرمافزار بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. ابتدا باید فرایندها، مسئولیتها و شیوه پیگیری بهدرستی تعریف شوند؛ سپس ابزار مناسب میتواند اجرای منظم آنها را سادهتر کند.
وایتبرد میتواند نقطه شروع مناسبی برای ساماندهی پیگیریها باشد؛ اما با افزایش تعداد سفارشها، فاکتورها و فعالیتهای سازمان، نگهداری و بهروزرسانی اطلاعات به شکل دستی نیز ممکن است دشوار شود.
در این مرحله، اتوماسیون فرایندهای کسبوکار میتواند به سازمان کمک کند تا اطلاعات را بهصورت متمرکز ثبت کند، مسئول هر فعالیت را مشخص سازد و وضعیت کارها را از زمان شروع تا پایان قابل پیگیری نگه دارد.
برای مثال، در یک فرایند ساختاریافته میتوان وضعیت فاکتور را ثبت کرد، مسئول پیگیری تسویه را مشخص نمود و مراحل لازم برای آمادهسازی و ترخیص سفارش را به یکدیگر مرتبط کرد. در این صورت، پیگیریها کمتر به حافظه افراد وابسته خواهند بود و احتمال نادیدهماندن فعالیتهای ضروری کاهش پیدا میکند.
البته نرمافزار بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. ابتدا باید فرایندها، مسئولیتها و شیوه پیگیری بهدرستی تعریف شوند؛ سپس ابزار مناسب میتواند اجرای منظم آنها را سادهتر کند.
درس آن روز؛ برای حل مشکل باید از ساختار شروع کرد
آن روز قرار نبود همه مشکلات یک مجموعه در چند ساعت حل شوند. موفقیت واقعی، در تغییر شیوه مواجهه با آنها بود: بهجای اینکه منتظر بمانیم مشکلی دوباره خودش را نشان دهد، تلاش کردیم راهی بسازیم که احتمال تکرارش کمتر شود.
گاهی برای متوقفنشدن یک سازمان، لازم نیست از یک تغییر بزرگ شروع کنیم؛ کافی است کاری کنیم هیچ فاکتوری بیصاحب نماند، هیچ تصمیمی در جلسه جا خوش نکند و هیچ مسئلهای برای حلشدن، فقط منتظر پیگیری یک نفر نباشد.
آن روز، یک وایتبرد ساده بیشتر از چند ردیف فاکتور را به نمایش گذاشت؛ شروع حرکتی بود از پیگیریهای پراکنده به سمت نظمی که بتواند بدون وابستگی به حافظه و حضور دائمی افراد، کارها را جلو ببرد.
آن روز قرار نبود همه مشکلات یک مجموعه در چند ساعت حل شوند. موفقیت واقعی، در تغییر شیوه مواجهه با آنها بود: بهجای اینکه منتظر بمانیم مشکلی دوباره خودش را نشان دهد، تلاش کردیم راهی بسازیم که احتمال تکرارش کمتر شود.
گاهی برای متوقفنشدن یک سازمان، لازم نیست از یک تغییر بزرگ شروع کنیم؛ کافی است کاری کنیم هیچ فاکتوری بیصاحب نماند، هیچ تصمیمی در جلسه جا خوش نکند و هیچ مسئلهای برای حلشدن، فقط منتظر پیگیری یک نفر نباشد.
آن روز، یک وایتبرد ساده بیشتر از چند ردیف فاکتور را به نمایش گذاشت؛ شروع حرکتی بود از پیگیریهای پراکنده به سمت نظمی که بتواند بدون وابستگی به حافظه و حضور دائمی افراد، کارها را جلو ببرد.